.
اطلاعات کاربری
درباره ما
دوستان
خبرنامه
آخرین مطالب
لینکستان
دیگر موارد
آمار وب سایت

سودمندی مطالعه تاریخ تمدن اسلامی

مطالعه تاریخ تمدن اسلامی که بخش های گمشده هویت مسلمانان را در خود دارد، بسیار سودمند است. درک چیستی و چگونگی تاریخ تمدن اسلامی و فهم رموز اعتلای آن

بی مطالعه تاریخ تمدن اسلامی ممکن نیست زیرا این تاریخ سرشار از اندرز و تجربیات ارزنده و عبرت های ستودنی است که می تواند فراروی مسلمانان قرار گرفته هویت تاریخی و فراموش شده جوامع اسلامی را باز سازی نماید.[1]

تعریف لغوی تمدن

تمدن مصدر عربی از باب تَفَعَّل و اسم مصدر فارسی است تعریف تمدن در فرهنگ

عمید: شهر نشین شدن خوی شهری برگزیدن و با اخلاق مردم شهر آشنا شدن همکاری مودم بایکدیگر در امور زندگانی و فراهم ساختن اسباب ترقی و آسایش خود معنا شده  است[2] فرهنگ معین نیز با اشاره به معنای شهر نشین شدن، به اخلاق و آداب شهریان خو گر شدن همکاری افراد یک جامعه در امور اجتماعی، اقتصادی، دینی، سیاسی و غیره [3]

دهخدا در معنای تمدن می نویسد: تخلق به اخلاق اهل شهر و انتقال از خشونت و جهل به حالت ظرافت و انس و معرفت [4]

کلمه تمدن در عربی معادل واژه (الحضاره) به معنای اقامت در شهر است و از ریشه حَضَر به معنای شهر، قریه و روستاست و در مقابل بدویت و بادیه نشینی قرار دارد. بدین معنا، تمدن مرحله ای از تکامل فکری، علمی، هنری، ادبی و اجتماعی جامعه خواهد بود.[5]

تعریف اصطلاحی تمدن

واژه شناسان و صاحب نظران علوم اجتماعی و فلسفی در باره معنای اصطلاحی تمدن، دیدگاه های گوناگونی ابراز داشته اند و همین مساله پاسخ به (چیستی تمدن) را دشوار می سازد. این خلدون، تمدن را مانند موجود زنده ای می داند که متولد میشود رشد می کند تغذیه می کند، و به دوره ی شباب و شکوفایی می رسد کامل می گردد و پس از آن آهسته آهسته رو به کهولت و ضعف می رود و آنگاه می میرد وی عقیده دارد که نطفه ی دولت در صحرا متولد می گردد[6] از نظر ویل دورانت تمدن عبارت از نظمی اجتماعی است که در نتیجه آن خلاقیت فرهنگی جریان می یابد تمدن هنگامی در یک جامعه ظهور می یابد که نا امنی و هرج و مرج از آن جامعه رخت بربندد. زیرا تنها آن هنگام است که کنجاوی و احتیاج به ابداع و اختراع به کار می افتد و زمینه تحصیل علم و معرفت و هیه وسایل بهبود زندگی فراهم می شود.[7]

سامرئل هانتینگتون: تمدن و فرهنگ را دو مفهوم پیوسته و مستتردر یکدیگر تصور میکند وی معتقد است که تمدن بالاترین سطح گروه بندی فرهنگی مردم و گسترده ترین هویت فرهنگی است که می توان انسانها را با آن طبقه بندی کرد.[8] یکی دیگر از صاحب نظران تمدن را مجموعه ای ناپایدار از ارزش ها و پیش فرض های فرهنگی و قالب های اقتصادی و اجتماعی این ارزش ها می داند که همواره در حال دگرگونی هستند.[9]

شکل گیری تمدن :

تمدن محصول کار جمعی انسانهاست[10] که برای رسیدن به عالی ترین مرتبه کمال انسانی و نخستین مرحله اجتماع کامل (زندگی مدنی) همه استعدادها و خلاقیت خود را به کار می گیرد.

از عناصر مهم تشکیل تمدن بشری در درجه نخست، علم و سپس قدرت و توانایی برای اجرای علم است. همچنین تلاش و پشتکار جمعی برای فعال نمودن نیروی خلاقی که بشر برای تداوم حیات همواره بدان نیازمند است. در نتیجه امنیت و رونق اقتصادی، زمینه کنجکاوی، ابداع و اختراع فراهم خواهد شد و باب های علم و معرفت به روی بشر گشوده خواهد شد و از سویی همه وسایل و ابراز توسعه تمدنی و فرهنگی پدید خواهد آمد[11] مانند تمدن عیلام و اکد و بابل ... ولی بعضی از تمدن ها مانند عاد و ثمود و سبأ راه درست نرفتند و دین و اخلاق را نادیده انگاشتند و نابود شدند.

ارکان تمدن:

به نظر ویل دورانت پس از تحقق شهر نشینی و استقرار نظم اجتماعی، چهار رکن اصلی تمدن شکل می گیرد.

1-  پیش بینی و احتیاط امور اقتصادی که رکن مهم حیات بشری است

2- سازمان سیاسی که در گسترش امنیت و نظم اجتماعی موثر بوده و از هرج و مرج اجتماعی جلوگیری می کند

3- سننن اخلاقی که مقوم جامعه تمدن است. اخلاق مبتنی بر ارزشهای فرهنگی جامعه به شکل گیری هدایت و استمرار حیات تمدنی منجر می شود.

4- کوشش در راه معرفت و بسط هنر که عالی ترین عنصر تمدن بشری و تجلی گاه ذوق و نبوغ آدمی [12]است غیر از این موارد ، ارکان ثابتی که در شکل گیری تمدن ها موثرند و به پایداری آن می انجامد

عبارت اند از :

1- دین:

 اساسی ترین و مهم ترین رکن تمدن و مقوّم آن است، که می تواند در تقویت سایر عناصر چون اخلاق، سن و معرفت هنری موثر باشد

2- اخلاق:

عامل پیوند دهنده اجتماعی انسانی، عامل بازدارنده خطا و نیز موجد رعایت حقوق دیگران در جامعه است.

3- جغرافیا:

ظرف مکانی رشد فضایل انسانی، همراه با سایر عوامل وابسته به آن چون اقلیم و آب و هوا.  که می تواند در ایجاد تمدن بسیار موثر باشد

4- زبان :

اساسی ترین رکن موجودیت انسان است ضمن اینکه در بیان اندیشه ها و عقاید نیز موثر بوده و در انتقال مفاهیم کلیدی تمدن نیز نقشی به سزا دارد

5- علوم و فنون :

عالی تری محصول خرد بسوی ابزار تعالی تمدن و عالی رشد و دوام اجتماعی است.[13]

تعریف لغوی فرهنگ:

به دلیل پیچیدگی های واژه فرهنگ و نیز تنوع موضوعی آن تا به امروز تعریف جامعی که کاملاً بیانگر بار معنایی و مفهومی فرهنگ باشد بیان نشده است ازاین رو محققان و نویسندگان اروپائی تعریف فرهنگ را مانند سعی در گرفتن هوا در مشت دانسته اند[14] به منظور رسیدن به تعریفی جامع و پذیرش عمومی مفهوم اصلی فرهنگ، می باید ابتدا به نکاتی چند توجه نمود. فرهنگ مفهوم بسیار عالی، جامع و همه گیری است که بشر همواره بدان نیاز دارد. همه آنچه در پیرامون انسان می گذرد زندگی او را احاطه کرده به نوعی با فرهنگ در پیوند بوده و اساساً ارکان تمدن هر جامعه ای بربنیاد فرهنگ آن استوار است[15] فرهنگ در لغت به معنای دانش، حرفه، علم، فنون، آموختن، به کار بستن ادب، بزرگی، سنجیدگی، کتاب لغت، آموزش و پرورش، تربیت، آئیین و رسوم و عقل کار برد یافته است.[16]

تعریف اصطلاحی فرهنگ:

فرهنگ را به طور کلی این گونه می توان معنا کرد.

فرهنگ عبارت است از مجموعه دستاورد های مادی و معنوی انسان که در سایه تلاش مشترک فکری و عملی در طول تاریخ حاصل شده و همچنین میراثی است که از نسل های پیشین باقی مانده و هر نسل آن را کامل تر نموده و به نسل بعدی سپرده است.

با این تعریف، مولفه های فرهنگ عبارت انداز:

فرهنگ معارف و علوم اعتقادات، هنرها صنایع، اخلاق، قوانین، آداب و رسوم، عرف و سنت هایی که محصول پیشرفت ذهن انسان و نتیجه انتزاعی قوۀ تفکر و ادراک آدمی بوده به عنوان حلقۀ پیوند انسان و اجتماع عمل می کند بنابراین فرهنگ مبنای بسیاری از اندیشه های معنوی بشری است و هرگونه سیر تحول فکری و تطور سیاسی اجتماعی جوامع مختلف در بستر فرهنگی امکان پذیر می نماید.[17]

چگونگی شکل گیری فرهنگ:

گام هایی که برای شکل گیری فرهنگ لازم بوده به شرح زیر نام برده میشود.

گام نخست :

انتقال از غار نشینی و بیابان گردی به یکجا نشینی، روستا گزینی، نخستین گام بشر برای دستیابی به مفاهیم اصلی فرهنگی است چرا که فرهنگ بر آیند حیات جمعی بشر است.

گام دوم:

زبان است که یکی از مهم ترین تجلیات حیات اجتماعی است که می توان بوسیله آن اندیشه ها را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرد و موجبات انتقال فرآیند فرهنگی را فراهم نمود.

گام سوم:

گام اساسی ابداع خط است که در سایه آن بشر می تواند همه آراء اندیشه ها و اعتقادات خود را ثبت می کند، برای آیندگان برجا می نهد.

گام چهارم:

ابداع کاغذ است کاغذ به عنوان بهترین عنصر تمدنی با ثبت دانش بشری در پایداری آن نقش مهمی ایفا می نماید.

گام نهایی: حفظ ارتباط و پیوند اجتماعی است و انتقال دهنده عناصر فرهنگی از نسلی به نسل دیگر می باشد[18]

تفاوت فرهنگ و تمدن

هر چند میان تمدن و فرهنگ تمایز معنایی وجود دارد، اما رابطه میان آنها ارتباطی متقابل و متعامل است به نظر می رسد گفتار دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در زمینه ی تفاوت تمدن و فرهنگ فراگیرترین نظریه باشد. وی دو تفاوت اصلی برای آنها بر می شمارد: نخست آن که، تمدن بیشتر جنبه ی علمی و عینی دارد و فرهنگ بیشتر جنبه ی ذهنی و معنوی، هنری، فلسفه، حکمت، ادبیات و اعتقادها (مذهبی یا غیر مذهبی) در قلمرو فرهنگ هستند، در حالی که تمدن بیشتر ناظر به سطح حوایج مادی انسان در اجتماع است دوم آن که تمدن بیشتر جنبه ی اجتماعی دارد و فرهنگ بیشتر جنبه ی فردی – تمدن و فرهنگ با هم ارتباطهایی دارند ولی ملازمه ندارند. ما جامعه های متمدنی می شناسیم که ممکن است فرهنگ آنها به پایین ترین درجه تنزل کرده باشد. به طور کلی، مفهوم فرهنگ وسیع تر و قدیم تر از تمدن است بنابراین همان گونه که متمدن بی فرهنگ داریم با فرهنگ داریم با فرهنگ بی تمدن نیز بوده است. عده ای دیگر گفته اند فرهنگ میراث اجتماعی هر جامعه است و همه ی دست کاری های مادی و ساخته های ذهنی و روحی گروهی و نیز اشکال متمایز رفتار را در بر می گیرد که مردم در فعالیت های جاری در درون شرایط زندگی خاص خود پدید آورده اندو از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. بنابراین در تفاوت فرهنگ و تمدن دو رویکرد وجود دارد

1- رویکرد اول می گوید تمدن همان فرهنگ است

3- رویکرد دوم : فرهنگ را در نقطه ی مقابل تمدن قرار می دهد در این نگاه فرهنگ همه عقاید و آفرینش های انسانی مربوطه به اسطوره، دین، هنر و ادبیات را در بر می گیرد، در حالی که تمدن به حوزه خلاقیت انسانی مرتبط با فن آوری (تکنولوژی) و علم اشاره می کند.[19]

عوامل موثر در پیشرفت یا انحطاط تمدن ها

الف عوامل پیشرفت تمدن ها

با بررسی تاریخ سرگذشت حیات بشری و چگونگی سیر تکوین تمدن ها و نظام های اجتماعی، می توان مراحل تولد، رشد، بالندگی و انحطاط آنها را ترسیم کرد قرآن کریم نیز این حرکت ادواری تاریخ را بدین سان می پذیرد.

ولِکلّ اُمَهٍ اَجَلّ فاذا جَاءً  اَجلهم «لایستاخرون ساعه و لایستقدمون» الاعراف 34

و برای هر امتی اجلی است پس چون اجلشان فرا رسد نه (می توانند) ساعتی آن را پس اندازند و نه پیش با این تعبیر می توان دریافت که اجتماعات انسانی همواره با استفاده از تعقل و علم ساده مرحله ابتدایی را پشت سر نهاده  وارد عرصه رشد و تکامل می شوند طی کردن این مراحل به مدد بهره گیری از خرد گرایی، استفاده از علوم و فنون و به کار بستن ابزار کار امد و قانون مدار میسّر خواهد بود. چنانچه این دوره تاریخی بر مبانی اخلاقی و دینی و اصول صحیح انسانی استوار بنا شد، تمدن در سرا شیبی انحطاط قرار خواهد گرفت [20]از آنجا که جهل و نادانی همواره اساسی ترین مشکل بشر بوده، رفع این مشکل تنها با تلاش در جهت فرا گرفتن و آگاهی یافتن از جهان پیرامون مقدور است. بنا براین همه تلاش بشر آگاهی یافتن و توسعه حوزه معرفتی بوده است و این سیر تدریجی گاه با شتاب و گاه آرام هرگز متوقف نشده و نخواهد شد.

بنابراین می توان عوامل موثر در پیشرفت تمدن ها را این گونه باز گفت [21]

1- علم و توسعه دانش

2- تعقل و خرد گرایی

3- ساختار مناسب اجتماعی

4- سازمان فعال اقتصادی

5- توسعه رفاه عمومی و گسترش عدالت

6- تبعیت از سن اخلاقی منبعث از متن جامعه و موافق با فطرت آدمی

7- پایبندی به اصل وحدت و یکبار چکی اجتماعی

8- توسعه نظم اجتماعی

9- تبعیت جمعی از قوانین اجتماعی

10- رعایت حقوق دیگران و احترام به آن

11- پرداخت حقوق متقابل دولت و مردم

12- پرهیز از خود کامگی دولتمداران و خودداری از ستم پیشگی

13- نگاهبانی از حدود سرزمین و تقویت بنیاد نیروی نظامی

گفتنی است در تمدن هایی که اساس آنها بر بنیاد دین قرار گرفته است، برخی مولفه های دیگر نیز وجود دارد که بر عوامل سیزده گانه  یاد شده افزوده می شود که در بحث از تمدن اسلامی به تفصیل به آنها پرداخته خواهد شد.

ب) عوامل انحطاط تمدن ها

بدیهی است هر تمدنی را آسیب و آفاتی است که همواره جامعه را تهدید می کند و به سوی انحطاط و زوال می کشاند. [22]این خلدون به مدد قرآن کریم زندگی شهری مبتلا به آفات را این گونه ترسیم می کند.

شهر نشینی و حضاره عبارت است از تفنن جویی در تجملات و بهتر کردن کیفیات آن و شیفتگی به صنایع و وابستگی به فنون گوناگون و ازدیاد ثروت [23]در این مرحله است

که عمران شروع می شود و رشد می یابد این عمران و آبادی و توسعه اقتصادی آنقدر پیش می رود که مصرف گرایی و تجمل وروی آوری به کار های ناپسند معمول می گردد و سلحشوری، شجاعت، نوع دوستی، مودت فراموش می گردد. هنگامی که مصرف گرایی و تجمل پرستی خوی و عادت آنها شد، رفته رفته عادات ناشایست بر جامعه مسلط می شود و آفات اجتماعی گریبان گیر جوامع و تمدن می گردد.[24]

بدین ترتیب آفات تمدنی را می توان این گونه دسته بندی نمود

1-  دوری از خدا وروی آوردن به شرک و بت پرستی:

این آفت، جامعه را از کانون وحدت گرایی دور و به بت پرستی و شرک نزدیک می کند. از این پس جامعه گرفتار امیران و اشراف مستبد می شود و استعمار و استثمار در پی زیاده طلبی دولتمنداران شکل می گیرد و اربابان باستایش و منفعت طلبی، توده را به تکریم و نقدس خود وامی دارند.

2- تعصب و تبعیض نژادی:

این بلاموجب می شود و حدت وجودی انسان فراموش گردد و نسب وقوم مداری به جای آن بنشیند و منشا و اصل واحد انسان ها نادیه انگاشته شود

3- اختلاف طبقاتی:

این آفت دامنگیر اجتماعاتی است که در آن قسط و عدل جای خود را به ظلم و زیاده طلبی می دهد طبقه ای مرفه و غنی، طبقات فقیر را باز پس می زند و طبقه ای بر تر با همه ثروت های انباشته در جامعه به وجود می آید. محصول چنین جامعه ای اختلاف طبقاتی است که قشرهای اجتماعی را تهدید می کند و شماری اندک به جای خیل عظیم فقرا  و ناتوانان اجتماعی و اقتصادی قرار می گیرد.

4- حرص و آزمندی:

این عامل تا حد زیادی جامعه را به نیستی می کشاند. در این مسیر، عیش طلبی و شهوت رانی به عنوان مظاهر عمده زوال اجتماعی، جامعه را به نا امنی و بی عفتی سوق می دهد ابتزال و افراط در لذت جویی، زمینه فاسدی را فراهم  می کند که در آن هرامر ناشایستی رشد می یابد. آیا در این  شرایط که اوج حیوانیت جامعه است- فضایل انسانی رشد می کند آیا متمدنان برخوردار از چنین افراط هایی فرصت می یابند- درباره عمران و سیر تکاملی حیات خویش بیند یشند؟ بی گمان شکستن قیود آزمندی و حرص، شهوت رانی و بی عفتی بسیار دشوار است: زیرا اینها عناصری اند که نفس آدمی را تهدید میکنند و معنویت را از بین می برند و درون جامعه را متلاشی می سازند.[25]

5- نفاق و تفرقه:

در این مرحله جامعه متمدن که به نفاق و تفرقه مبتلا  شده از وحدت گرایی به دور می افتد بی تردید یکی از مهم ترین عواملی که جامعه متمدن را به حرکت وحیات وا می دارد. وحدت و یکپارچگی است. آفت نفاق و تفرقه، حلقه پیوند اجتماعات بشری را نشانه می گیرد و ضمن اختلال در روند حرکت و تکامل باعث توقف آن می شود در این مرحله، قرآن کریم نیز با تاکید بر موضع وحدت بشری، پراکندگی و تفرق را امری ناپسند می شمرند.



[1] تاریخ عمید حسن عمید صفحه 615

 

[3] فرهنگ معین محمد معین صفحه 1139

[4] لغت نامه دهخدا علی اکبر دهخدا جلد پنجم صفحه 6972

 

[5] تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی فاطمه جان احمدی صفحه 24

[6] تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران علی اختر شهری صفحه 23- 23

[7] تاریخ تمدن ویل دورانت صفحه 3

[8] نظریه برخورد تمدنها مجتبی امیری صفحه 38 – 37

[9] نظر همان صفحه 151

[10] موانع نشانه شناختی، گفتگوی تمدنها جهانگیر معینی علمداری صفحه 63

[11] تاریخ تمدن ویل در رانت جلد 1 صفحه 3

 

[12] همان ج 1 صفحه 3

[13] تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی فاطمه جان احمدی صفحه 29-28

[14] بحران نوگرای و فرهنگ سیاسی در ایران معاصر صفحه 35

[15] تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی فاطمه جان احمدی صفحه 35

[16] لغت نامه دهخدا علی اکبر دهخدا جلد 11 صفحه 17132

 

[17] تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی فاطمه جان احمدی صفحه 37

 

[18]  همان  صفحه 38

 

[19] تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران علی اختر شهر صفحه 24

 

[20] منشور جاوید قرآن جعفر سبحانی صفحه 356 – 354

[21] مقدمه ابن خلدون صفحه 297 – 283

 

[22] منشور جاوید قرآن جعفر سبحانی صفحه 356 ت 355

[23] مقدمه ابن خلدون صفحه 721-722-729-730

[24]  همان منبع صفحه 322-320

[25] توضیه قرآن کریم مبنی بر توجه به کانون خانواده و سرکوب کردن طغیان شهوت با برخورداری از حق طبیعی ازدواج، بهترین و تنهاترین راه حل موجود برای رفع آفت ابنزال است: و من آیاته آن خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوالیها – الروم (30) : (21) افزون براین در جایی دگیر قرآن کریم جاهلان جامعه را که راه هری پرستی پیش گرفته اند، چنین نکوهش می کند (( آری، مردم ستمکار [مشرک] هوای نفس خود را از روی جهل و نادانی پیروی کردند. پس آن را که خدا گمراه کرد، چه کسی می تواند هدایت کند [البته هیچ کس نمی تواند] و آن گمراهان ستمکار را هیچ یارو یاوری نخواهد بود) الروم (30): 28




:: برچسب‌ها: سودمندی "مطالعه "تاریخ "تمدن"اسلامی " ,
:: بازدید از این مطلب : 3472
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : میثم خسروی
ت : پنج شنبه 17 تير 1395
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








موضوعات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
چت باکس
تبادل لینک هوشمند
پشتیبانی